ادريس بن حسام الدين بدليسى
28
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
مزاج و روح حيوانى است ، پس « 1 » هركدام شخص « 2 » كه به اعتدال اقرب باشد ، به خلق حسن و ملكهء كريمه « 3 » انسب نمايد و اين نسبت قرب « 4 » به موهبت ربّانى منوط است و به سابقهء عنايت سبحانى مربوط ، هر آينه اين نعمت اخلاق عطيّت وهبى باشد نه كسبى . « 5 » شعر « 6 » تو به قوّت خليفهاى به گهر 38 * قوّت خويش را به فعل آور همه مقصود آفرينش كون * تويى اى غافل از معونت « 7 » و عون وز درون تو هست از پى دين * صد هزار آسمان فزون و زمين خشم و شهوت به هركجا خرد است * سبب جمع نيك و دفع بد است از پى نفع و دفع « 8 » قوّت و جاه * با تو خشم است و آرزو همراه « 9 » چون بنابراين مقدّمات ، ملوك و سلاطين را بهواسطهء شمول قدرت و حصول قوّت ، شيوع و تعديه در آثار و اخلاق و ملكات بيشتر باشد و نفع و ضرّ خوى نيك و بد ايشان ميان « 10 » افراد انسان زودتر عيان نمايد ، لاجرم هرپادشاهى كه از به دو فطرت به مكارم اخلاق مجبول و مخلوق شده باشد ، آن عطيّه بهترين عطاياى الهى باشد و فوايد آن موهبت ، غيرمتناهى « 11 » . از آنكه فايدهء آن خلق كريم در دنيا و آخرت به نفس نفيس او رسد و اثر آن به خدم و حشم ، بلكه در « 12 » عامّهء امم ظاهر شده « 13 » ، موجب شكر و ثنا و باعث خيرخواهى و دعا گردد . اگر مثلا پادشاه سخىّ و جوانمرد باشد ، خاطرهاى رعايا و سپاهى و جميع اركان پادشاهى « 14 » با او در مقام اخلاص و محبّت باشد « 15 » كه الانسان عبيد الاحسان 39 ، و به خلوص « 16 » اعتقاد متوجّه خدمت و عبوديّت او گردند و اين معنى موجب نظام ملك و مال و مستدعى ذكر جميل در حال و مآل گردد و اگر چنانچه بر خلاف مكارم
--> ( 1 ) . م : در . ( 2 ) . م : - شخص . ( 3 ) . م : كريم . ( 4 ) . م : - قرب . ( 5 ) . م : - هر آينه اين نعمت نه كسبى . ( 6 ) . م : مثنوى . ( 7 ) . س : عنايت . ( 8 ) . م : دفع و نفع . ( 9 ) . م : - از پى نفع . . . همراه . ( 10 ) . م : در . ( 11 ) . م : + بود . ( 12 ) . س : - در . ( 13 ) . م : گشته . ( 14 ) . س : پادشاه . ( 15 ) . س : آيند . ( 16 ) . م : - خلوص .